Sensors

publicité
‫سنسور هاي ديجيتال‬
‫صفحة اصلي‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي ديجيتال‬
‫سنسور هاي بدون‬
‫تماس قيزيكي‬
‫ليميت سوييچ ها‬
‫سنسورهاي‬
‫خازني‬
‫سنسورهاي‬
‫فتوالك تريك‬
‫كاربردها‬
‫كاربردها‬
‫سنسورهاي‬
‫سلفي‬
‫كاربردها‬
‫سنسورهاي‬
‫التراسونيك‬
‫كاربردها‬
‫سنسورها‬
‫موجود ماشينها يا پروسه ها‪ ،‬سيگنال توليد مي كنند‪.‬‬
‫سنسورها بسته به شرايط‬
‫ِ‬
‫در بسياري موارد اين سيگنال ها انالوگ مي باشند كه محدوده اي از مقادير را شامل مي شود‪.‬‬
‫در اين بخش تنها سنسورهاي ديجيتال بررسي مي شوند‪.‬‬
‫سنسور هاي ديجيتال‪ ،‬وجود يا عدم وجود يك شيء را اعالم مي كنند‪.‬‬
‫در شكل زير وجود بطري ها‪ ،‬در روي تسمه ّنقاله به سيستم اعالم مي گردد‪.‬‬
‫تسمه ّنقاله‬
‫سنسور‬
‫سنسورها‬
‫انواع سنسور ها‬
‫سنسور ها با انواع و اشكال مختلف براي كار هاي تجاري و صنعتي ساخته مي شوند‪.‬‬
‫در اين درس ابتدا ليميت سوييچ ها را بررسي مي كنيم و در ادامه روي سنسورهاي‬
‫سلفي‪ ،‬خازني‪ ،‬التراسونيك و فتو الك تريك بحث خواهيم كرد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫ليميت سوييچ ها‬
‫سنسورها‬
‫ليميت سوييچ ها‬
‫ليميت سوييچ يك وسيلة مكانيكي است كه با اتصال فيزيكي‪ ،‬حضور يك شيء را اشكار مي كند‪.‬‬
‫يك ليميت سوييچ معمولي شامل بدنه و ّ‬
‫محرك است‪.‬‬
‫ِ‬
‫بدنه‪ ،‬حاوي مدارات الك تريكي براي قطع يا وصل مدارات ديگر است‪.‬‬
‫با برخورد سر ليميت سوييچ با اجسام‪ ،‬حالت مدارات الك تريكي داخل بدنه‪ ،‬تغيير مي كند‪.‬‬
‫ّ‬
‫محرك‬
‫شيء‬
‫بدنه‬
‫سنسورها‬
‫انواع ّ‬
‫محرك ها‬
‫با توجة به مكان كاربرد‪ ،‬ليميت سوييچ ها‪ّ ،‬‬
‫محرك هاي مختلفي مي توانند داشته باشند‪.‬‬
‫نوع استاندارد غلطلكي براي كارهاي چرخشي كاربرد دارد‪.‬‬
‫نوع انشعابي يا چنگالي بايد بطر دستي بعد از هر عملكرد به جاي ّاولش بر گردد‪.‬‬
‫در زير چند نمونه از ّ‬
‫محرك هاي حلقه اي‪ ،‬پيستوني و ميله اي مشاهده مي شود‪.‬‬
‫ميله اي‬
‫غلطكي‬
‫انشعابي‬
‫پيستوني‬
‫حلقه اي‬
‫سنسورها‬
‫محرك هاي گذرا و دائم‬
‫گذرا‬
‫بسياري ليميت سوييچ ها‪ّ ،‬‬
‫محرك گذرا دارند‬
‫يعني با وجود نيروي خارجي عمل ميكنند و‬
‫با برداشتن نيرو ازاد مي شوند‪.‬‬
‫دايمي‬
‫بعضي ليمت سوييچ ها مانند‬
‫نوع چنگالي با واردن شدن فشار در همان ّ‬
‫موقعيت مي مانند و‬
‫تا در جهت مخالف نيرو وارد نشود‪ ،‬ازاد نمي شوند‬
‫سنسورها‬
‫بدنة ليميت سوييچ ها‬
‫عادي بسته )‪ ،(NC‬يك كنتاكت در حالت ّ‬
‫كنتاكت در حالت ّ‬
‫عادي باز )‪(NO‬‬
‫بدنه از يك‬
‫ِ‬
‫تشكيل شده است‪.‬‬
‫فنر ‪ Snap‬ارتباط مستقيم با محرك داشته و باعث عمل كردن كنتاكت ها مي گردد‪.‬‬
‫ِ‬
‫ّ‬
‫ّ‬
‫فنر‪ ،‬برگشتي‪ ،‬هنگام عدم وجود محرك خارجي‪ ،‬كنتاكت ها را به حالت اول بر مي گرداند‪.‬‬
‫پيستون‬
‫كنتاكت هاي‬
‫ّ‬
‫متحرك‬
‫فنر ‪Snap‬‬
‫ِ‬
‫كنتاكت هاي‬
‫ثابت‬
‫فنر برگشتي‬
‫سنسورها‬
‫عملكرد كنتاكت ها‬
‫توسط ّ‬
‫يك نمونه ليميت سوييچ پيستوني ّ‬
‫محرك خارجي عمل مي كند‪.‬‬
‫چگونگي تغيير حالت كنتاكت هاي ‪ NC , NO‬را مشاهده مي كنيد‪.‬‬
‫كنتاكت ‪NC‬‬
‫تغيير حالت كنتاك تها با‬
‫عمل كردن ميكرو سوييچ‬
‫كنتاكت ‪NO‬‬
‫سنسورها‬
‫از تركيب ّ‬
‫محرك و بدنه‪ ،‬يك ليميت سوييچ ساخته مي شود‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫چگوني اتصال المپ به كنتاكت ‪ NC‬ليميت سوييچ را مشاهده مي كنيد‪.‬‬
‫به جاي المپ هر ّ‬
‫محركي مثل رله‪ ،‬كنتاك تور‪ ،‬شيراالت و‪...‬مي تواند فعال شود‪.‬‬
‫‪- +‬‬
‫باطري‬
‫سنسورها‬
‫شكل هاي زير‪ّ ،‬‬
‫قابليت حركت دوراني قايم يا افقي ميكرو سوييچ ها را براي عملكرد‬
‫در حالت هاي خاص نشان ميدهد‪.‬‬
‫حركت دوراني قايم‬
‫حركت دوراني افقي‬
‫سنسورها‬
‫سنسور هاي بدون‬
‫تماس قيزيكي‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي بدون تماس فيزيكي يا‪BERO‬‬
‫‪ Bero‬نام تجاري سنسورهاي ي است كه براي عملكرد نيازي به تماس فيزيكي با اشياء ندارند‪.‬‬
‫در شكل زير‪ ،‬سنسور ّ‬
‫وضعيت صحيح قوطي هاي كنسرو را حس مي كند‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫انواع سنسور هاي ‪BERO‬‬
‫سنسورهاي ‪ BERO‬در چهار نوع سلفي‪ ،‬خازني‪ ،‬التراسونيك و فتو الك تريك موجود مي باشند‪.‬‬
‫فلزات است اما سه نوع ديگر وجود هر نوع ّ‬
‫نوع سلفي فقط قادر به تشخيص ّ‬
‫ماده اي را حس مي كنند‪.‬‬
‫در شكل زير تكنولوژي كار هر نوع سنسور عنوان شده است‪.‬‬
‫نوع سنسور‬
‫جنس ّ‬
‫ماداي كه حس مي كند‬
‫تكنولوژي كار‬
‫سلفي‬
‫فلز‬
‫ميدان الك ترو مغناطيسي‬
‫خازني‬
‫هر چيزي‬
‫التراسونيك‬
‫هر چيزي‬
‫فتو الك تريك‬
‫هر چيزي‬
‫ميدان الك ترو مغناطيسي‬
‫امواج صوتي‬
‫نور‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي‬
‫سلفي‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي مجاورتي سلفي‬
‫سنسور هاي سلفي در انواع و تركيب هاي مختلفي ساخته مي شوند‪.‬‬
‫اين سنسورها با مقادير ولتاژي‬
‫متفاوت ‪ 10‬تا ‪ 320‬ولت مستقيم‬
‫ِ‬
‫و ‪ 20‬تا ‪ 265‬ولت متناوب كار مي كنند‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫انواع ّ‬
‫محرك ها‬
‫قسمت اصلي سنسورهاي سلفي‪ ،‬يك سيم پيچ يا سلف است كه‬
‫خاصيت الك ترومغناطيسي‪ ،‬وجود قطعات ّ‬
‫با ّ‬
‫فلزي را حس مي كند‬
‫سيم پيچ‬
‫الك ترو مغناطيسي‬
‫پيشاني سنسور‬
‫سنسورها‬
‫اساس كار‬
‫اسيالتور يا نوسان ساز‪ ،‬ولتاژ متناوب توليد كرده و پس از تنظيم شدن‪،‬‬
‫به سيم پيچ داده مي شود‪.‬‬
‫اين سيم پيچ ميدان الك تر مغناطيسي الزم را توليد مي كند‪َََ .‬‬
‫ميدان الك ترو مغناطيسي‬
‫سيم پيچ‬
‫رگوالتور‬
‫اسيالتور‬
‫راه انداز‬
‫خروجي‬
‫به طرف بار‬
‫سنسورها‬
‫بعضي كاربردهاي‬
‫سنسور سلفي‬
‫رديابي سر ِ متة شكسته شده‬
‫رديابي پيچ هاي ضامن‪ ،‬روي‬
‫چرخ فرز جهت‬
‫كنترل سرعت يا جهت چرخش‬
‫سنسورها‬
‫رديابي وجود قوطي ها‬
‫اعالم وضعيت باز و بسته بودن كامل شيزها‬
‫رديابي سر ِ متة شكسته شده در ماشين فرز‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي‬
‫خازني‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي مجاورتي خازني‬
‫اين سنسورها شبيه سنسور هاي سلفي سلفي هستند‪ .‬تنها تفاوت انها در توليد‬
‫ميدان الك تروستاتيكي به جاي ميدان الك ترومغناطيسي است‪.‬‬
‫سنسورهاي خازني عالوه بر تشخيص فلزات‪ ،‬مواد غير ّ‬
‫فلزي مانند كاغذ‪،‬‬
‫شيشه ‪ ،‬مايعات و پارچه را نيز به خوبي حس مي كنند‪.‬‬
‫سنسور خازني‬
‫مواد ّ‬
‫فلزي‬
‫يا غير ّ‬
‫فلزي‬
‫سنسورها‬
‫بعضي كاربردهاي‬
‫سنسور خازني‬
‫كنترل سطح ّ‬
‫مواد جامد در مخزن‬
‫رديابي وجود ّ‬
‫سياالت مانند شير در پاكت‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي‬
‫التراسونيك‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي مجاورتي التراسونيك‬
‫در اين سنسورها سيگنال هاي صوتي فركانس باال از يك فرستنده ارسال شده‬
‫و توسط گيرنده دريافت مي گردد‪ .‬استفاده مي كند‪.‬‬
‫حال اگر يك شيء بين فرستنده و گيرنده قرار اين سيگنال به شيئ برخورد كرده‬
‫و ديگر گيرندة سنسور قادر به دريافت سيگنال نبودهو مدارات كنترلي سنسور‬
‫وجود شيء را اعالم مي نمايد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫يك صفحه فيزوالك تريك مرتعش روي سطح سنسور نصب مي شود كه امواج صوتي‬
‫فركانس باال توليد مي نمايد‪.‬‬
‫وقتي سيگنالهاي ارسالي به ّ‬
‫مادة انعكاس دهندة صوت مي رسد‪ ،‬صدا بازتاب ميگردد (اكو)‪.‬‬
‫مدت سيگنال بازتاب شده در يك ّ‬
‫مبدل ارزيابي ميشود‪.‬‬
‫وقتي سيگنال برگشتي در محدودة ّ‬
‫مشخ ّ‬
‫صَّي باشد مدار داخلي سنسور عمل مي نمايد‪.‬‬
‫ولي اگر از محدوده خارج شد مدار كنترلي به حالت ّاوليه خود بر ميگردد‪.‬‬
‫صفحة‬
‫فيزوالك تريك‬
‫شيء‬
‫امواج ارسالي‬
‫امواج بازتاب شده‬
‫سنسورها‬
‫ناحية كور‬
‫اشيائي كه در ناحية كور واقع مي شوند‪ ،‬سيگنال هاي ناپايدار از خود ارسال مي كنند‪.‬‬
‫بسته به نوع سنسور اين ناحيه‪ 6 ،‬تا ‪ 8‬سانتيمتر جلوي سنسور است‪.‬‬
‫شيء‬
‫ناحية كور‬
‫ارسال‬
‫بازتاب‬
‫سيگنال‬
‫منتشر شده‬
‫سنسور‬
‫التراسونيك‬
‫سنسورها‬
‫محدودةتعريف عملكرد‬
‫محدودة عملكرد بر حسب پهنا و ّ‬
‫موقعيت در داخل محدودة تشخيص تعريف مي شود‪.‬‬
‫حد‪ ،‬باال براي تمام سنسورها يكي است ولي ّ‬
‫حد پايين بستگي به نوع سنسور دارد‪.‬‬
‫اگر شيء از ّ‬
‫حد باال بيرون شود ‪ ،‬ديگر سنسور قادر به تشخيص ان نيست‪.‬‬
‫ّ‬
‫حد پايين‬
‫ّ‬
‫حد باال‬
‫سنسور‬
‫التراسونيك‬
‫شيء‬
‫فاصلة واقعي‬
‫ناحية كور‬
‫محدوده عملكرد‬
‫تنظيمي‬
‫محدودة تشخيص‬
‫سنسورها‬
‫ناحية مسدود شده‬
‫ناحيه مسدود شده بين ّ‬
‫حد پايين و ناحية كور واقع شده است‪.‬‬
‫نوع شيء كه در اين ناحيه واقع مي شود مشخص نمي شود‪.‬‬
‫ّ‬
‫حد پايين‬
‫ّ‬
‫حد باال‬
‫سنسور‬
‫التراسونيك‬
‫شيء‬
‫فاصلة واقعي‬
‫ناحية كور‬
‫محدوده عملكرد‬
‫تنظيمي‬
‫محدودة تشخيص‬
‫ناحية مسدود شده‬
‫سنسورها‬
‫زاوية تشعشع‬
‫زاوية تابش سنسور التراسونيك از يك مخروط اصلي‬
‫با زاوية ‪5‬درجه و مخروط هاي اصلي تشكيل يافته است‬
‫‪5‬درجه‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي موازي‬
‫اگر مطابق شكل دو سنسور با هم موازي كار كنند‪ ،‬بر اساس محدودة تشخيص‬
‫حد ّ‬
‫فاصله انها مطابق جدول زير نبايد از ّ‬
‫مشخصي كمتر باشد‪.‬‬
‫ً‬
‫مثال اگر محدودة تشخيص سنسوري ‪ 6‬سانتيمتر باشد‪ ،‬مطابق جدول‬
‫نبايد فاصلة انها از ‪ 15‬سانتيمتر كمتر باشد‪.‬‬
‫شيء‬
‫محدودة تشخيص‬
‫سنسور‬
‫التراسونيك‬
‫فاصلة مجاز دو سنسور موازي‬
‫شيء‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي مقابل هم‬
‫اگر مطابق شكل دو سنسور مقابل هم كار كنند‪ ،‬بر اساس محدودة تشخيص‬
‫حد ّ‬
‫فاصله انها مطابق جدول زير نبايد از ّ‬
‫مشخصي كمتر باشد‪.‬‬
‫ً‬
‫مثال اگر محدودة تشخيص سنسوري ‪ 6‬سانتيمتر باشد‪ ،‬مطابق جدول‬
‫نبايد فاصلة انها از‪ 120‬سانتيمتر كمتر باشد‪.‬‬
‫محدودة تشخيص‬
‫سنسورها‬
‫خانوادةسنسورهاي التراسونيك‬
‫سنسورهاي التراسونيك به سه دسته “شعاع سراسري” ‪ ،‬فشرده و ماجوالر‬
‫تقسيم مي شود‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫التراسونيك شعاع سراسري‬
‫اين نوع سنسورها شامل يك فرستنده يك گيرنده است‪.‬‬
‫اگر يك شيء بين فرستنده و گيرنده قرارگيرد‪ ،‬اين سيگنال به شئ برخورد كرده‬
‫و ديگر گيرندة سنسور قادر به دريافت سيگنال نبوده و مدارات كنترلي سنسور‬
‫وجود شيء را اعالم مي نمايد‪.‬‬
‫گيرنده‬
‫فرستنده‬
‫سنسورها‬
‫التراسونيك فشرده‬
‫اين نوع سنسورها محدودة تشخيص ‪ 5‬تا ‪ 1000‬سانتيمتر دارند‪.‬‬
‫داراي دو كنتاكت ‪ NC,NO‬هستند‪.‬‬
‫بعضي انواع ان داراي خروجي انالوگ هستند‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫نرم افزار كامپيوتري‬
‫نرم افزار ‪ SONPROG‬براي تنظيم سنسورهاي نوع فشرده به كار مي رود‪.‬‬
‫اطالعات تنظيمي ذخيره شده و مي توان ان را به سنسور ديگر انتقال داد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫التراسونيك ماجوالر‬
‫همانند سنسورهاي ماجوالر‪،‬اين نوع سنسورها محدودة تشخيص ‪ 6‬تا ‪ 1000‬سانتيمتر دارند‪.‬‬
‫داراي دو كنتاكت ‪ NC,NO‬هستند‪.‬‬
‫بعضي انواع ان داراي خروجي انالوگ هستند‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫كاربرد سنسورهاي‬
‫التراسونيك‬
‫سنسورها‬
‫كاربرد سنسورهاي التراسونيك‬
‫اندازه گيري سطح در ظروف بزرگ‬
‫جلوگيري از برخورد‬
‫اندازه گيري سطح در ظروف كوچك‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص ارتفاع قطعات‬
‫كنترل ّ‬
‫كيفيت‬
‫تشخيص شكستگي‬
‫سنسورها‬
‫شمارش بطري ها‬
‫تشخيص شيء‬
‫تشخيص وسيلة نقليه و ّ‬
‫موقعيت يابي‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص ارتفاع قطعات روي هم‬
‫تشخيص نقشهاي برجسته‬
‫تشخيص قطر و كنترل سرعت نوار‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص افراد‬
‫رديابي قطعي سيم يا طناب‬
‫كنترل حلقه‬
‫سنسورها‬
‫سنسورهاي‬
‫فتوالك تريك‬
‫سنسورها‬
‫سنسور فتوالك تريك‬
‫سنسور فتوالك تريك‪ ،‬نوع ديگري از ابزارهاي تشخيص ّ‬
‫موقعيت مي باشند‪.‬‬
‫اين سنسور از پرتوي نور مادوله شده استفاده مي كند‪.‬‬
‫اين پرتو ّ‬
‫توسط شيء يا منعكس شده ويا قطع مي گردد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫توئري عملكرد سنسور فتو الك تريك‬
‫شايد كاربرد اين سنسور را در تشخيص حضور افراد در مغازه ها را ديده باشيد‪.‬‬
‫اين سنسور شامل منبع انتشار نور‪ ،‬يك گيرنده براي كشف نور ارسالي و‬
‫مدارات الك ترونيكي براي تقويت سيگنال كشف شده‬
‫جهت راه اندازي مدارات كنترلي مي باشد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫ضريب تقويت‬
‫ً‬
‫مخصوصا محيط هاي صنعتي)‪،‬‬
‫هواي محيطي كه سنسور در انجا نصب مي شود (‬
‫ممكن است حاوي گردوخاك‪ ،‬دود و رطوبت باشد‪.‬‬
‫در اين شرايط سنسور نياز به تشعشع نور بيشتر دارد‪.‬‬
‫هواي محيط را به شش گروه الودگي پاك‪ ،‬سبك‪ ،‬پايين‪ ،‬متوسط‪ ،‬باال و بسيار زياد‬
‫تقسيم مي گردد‬
‫سنسورها‬
‫ضريب تقويت‬
‫در هواي پاك ضريب تقويت ‪،‬برابر با يك يا باالتر از يك انتخاب ميشود‪.‬‬
‫در محيطي كه گيرنده قادر به دريافت ‪ %50‬از نور منتشر شده باشد ّ‬
‫حداقل ضريب دو‬
‫براي كار مناسب سنسور كافي مي باشد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫تقويت اضافي‬
‫در هواي پاك ضريب تقويت اضافي يك يا بالتر از يك كافيست‪.‬‬
‫در محيطي كه گيرنده قادر به دريافت ‪ %50‬از نور منتشر شده باشد ّ‬
‫حداقل ضريب دو‬
‫براي كار مناسب سنسور كافي مي باشد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫تكنيك هاي اسكن سنسور فتوالك تريك‬
‫تكنيك اسكن‪ ،‬روشي است كه براي رديابي شيئ به كار گرفته مي شود‪.‬‬
‫ِ‬
‫بهترين روش رديابي بستگي به نوع شيئ دارد‪.‬‬
‫بعضي اشياء كدر و بعضي بسيار ّ‬
‫شفاف هستند‪.‬‬
‫بعضي اوقات رديابي رنگ احتياج است‪.‬‬
‫تشخيص فاصله نيز عاملي در روش اسكن مي باشد‪.‬‬
‫بعضي روش ها براي فواصل دور و برخي براي فواصل كوتاه مفيدتر هستند‪.‬‬
‫روش هاي اسكن عبارتند از‪:‬‬
‫پرتوي كامل – بازتابي‪ -‬انتشار‬
‫در ادامه به تشريح اين روش ها مي پردازيم‪.‬‬
‫اسكن به روش پرتوي كامل‬
‫اسكن به روش بازتابي‬
‫اسكن به روش انتشار‬
‫سنسورها‬
‫اسكن به روش پرتوي كامل‬
‫اين روش احتياج به يك فرستنده ويك گيرندة ّ‬
‫مجزا دارد‪.‬‬
‫وقتي شيء‪ ،‬مسير نور را مسدود كند‪ ،‬باعث تغيير حالت خروجي سنسور مي شود‪.‬‬
‫اگر شيء ديگر در مسير نور نباشد‪ ،‬خروجي به حالت ّاول خود برمي گردد‪.‬‬
‫فلزات) مناسب است‪.‬ولي اجسام ّ‬
‫اين روش براي اجسام كدر و منعكس كننده(مثل ّ‬
‫شفاف‬
‫را تشخيص نمي دهد‪.‬‬
‫ضريب تقويت باال‪ ،‬امكان استفادة اين روش در محيط هاي الوده را فراهم مي كند‬
‫مسير نور‬
‫گيرنده‬
‫فرستنده‬
‫شيء‬
‫مسير نور‬
‫مسدود شده‬
‫گيرنده‬
‫فرستنده‬
‫سنسورها‬
‫روش بازتابي‬
‫در اين روش‪ ،‬فرستنده و گيرنده ‪ ،‬يك جا هستند‪.‬‬
‫نور فرستنده در يك خط مستقيم منتشر شده و بخ گيرنده باز مي گردد‪.‬‬
‫وقتي شيء‪ ،‬مسير نور را مسدود كند‪ ،‬باعث تغيير حالت خروجي سنسور مي شود‪.‬‬
‫اگر شيء ديگر در مسير نور نباشد‪ ،‬خروجي به حالت ّاول خود برمي گردد‪.‬‬
‫ماكزيمم محدودة كار اين روش‪ ،‬ده و نيم متر مي باشد‪.‬‬
‫فرستنده‬
‫گيرنده‬
‫شيء‬
‫فرستنده‬
‫گيرنده‬
‫سنسورها‬
‫تاباننده با روش بازتابي‬
‫اجسام ّبراق‬
‫تشخيص باز‬
‫بازتاباننده به شكل هاي دايره اي‪ ،‬چهارگوش يا نواري بوده و در اندازه هاي مختلف‬
‫ساخته مي شوند‪.‬‬
‫بازتاباننده را بايد جداگانه سفارش داد‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص اجسام ّبراق با روش بازتابي‬
‫سنسورهاي بازتابي قادر به تشخيص اجسام ّبراق نيستند‪.‬‬
‫اجسام ّبراق به جاي جذب نور انرا انعكاس مي دهند‪.‬‬
‫در اين حالت سنسور فرق نور بازتابيده شده از جسم ّبراق‬
‫و بازتابانندة خودش را تشخيص نمي دهد‬
‫جسم ّبراق‬
‫بازتاباننده‬
‫لنز سنسور‬
‫سنسورها‬
‫روش بازتابي پالريزه‬
‫با قرار دادن يك پالريزه كننده مشكل تشخيص اجسام ّبراق حل مي شود‪.‬‬
‫نور پالريزه نشده‬
‫لنز پالريزه كننده‬
‫نور پالريزه شده‬
‫بازتاباننده‬
‫سنسورها‬
‫روش انتشار‬
‫در اين روش نيز فرستنده و گيرنده‪ ،‬يك جا هستند‪.‬‬
‫نور منتشر شده از فرستنده به شيء برخورد كرده و در تمام زوايا بازتاب مي شود‪.‬‬
‫اگر سنسور نور باتاب شدة كافي دريافت كند‪ ،‬خروجي خود را تغيير مي دهد‪.‬‬
‫در اين روش سنسور و شيء به طور عمود به هم قرار مي گيرند‪.‬‬
‫شيء‬
‫فرستنده‬
‫گيرنده‬
‫سنسورها‬
‫عملكرد تاريك‬
‫حالت عملكردي است كه وقتي شيء بين گيرنده و فرستنده قرار گيرد‬
‫خروجي سنسور ّفعال مي كند‪.‬‬
‫شيء‬
‫گي‬
‫گيررنده‬
‫نده‬
‫فرستنده‬
‫سنسورها‬
‫عملكرد روشن‬
‫حالت عملكردي است كه وقتي شيء بين گيرنده و فرستنده قرار گيرد‬
‫خروجي سنسورغير ّفعال مي كند‪.‬‬
‫شيء‬
‫نده‬
‫گيگيررنده‬
‫فرستنده‬
‫سنسورها‬
‫سنسور فيبر نوري‬
‫سنسورهاي فيبر نوري براي وسعت چشم سنسور ‪،‬در جلوي‬
‫خود از فيبرهاي نوري استفاده مي كنند‪.‬‬
‫كابل هاي فيبر نوري كوچك‪ ،‬قابل انعطاف بوده و در مكان هاي ي كه نصب‬
‫مستقيم سنسور مشكل است‪ ،‬استفاده مي گردد‪.‬‬
‫پريز كابل فيبر‬
‫كابل فيبر‬
‫سنسورها‬
‫ليزر‬
‫از اين سنسورها براي تشخيص اشيائ بسيار كوچك استفاده مي شود‪.‬‬
‫در مكان يابي هاي دقيق‪ ،‬تشخيص سرعت و همچنين كنترل ضخامت‬
‫نخ بزرگ تر از ‪ 1/0‬ميليمتر (شكل زير) استفاده مي شود‬
‫بدليل استفاده از اشعة ليزر‪ ،‬يك پيغام خطر در اطراف ان بايد نوشته شود‪.‬‬
‫ليزر در هر سه نوع سنسور التراسونيك كاربرد دارد‪.‬‬
‫يك ليزري براي كنترل ضخامت نخ‬
‫سنسور فتوالك تر ِ‬
‫سنسورها‬
‫تقويت اضافي‬
‫در هواي پاك ضريب تقويت اضافي يك يا بالتر از يك كافيست‪.‬‬
‫در محيطي كه گيرنده قادر به دريافت ‪ %50‬از نور منتشر شده باشد ّ‬
‫حداقل ضريب دو‬
‫براي كار مناسب سنسور كافي مي باشد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫تقويت اضافي‬
‫در هواي پاك ضريب تقويت اضافي يك يا بالتر از يك كافيست‪.‬‬
‫در محيطي كه گيرنده قادر به دريافت ‪ %50‬از نور منتشر شده باشد ّ‬
‫حداقل ضريب دو‬
‫براي كار مناسب سنسور كافي مي باشد‪.‬‬
‫سنسورها‬
‫كاربرد سنسورهاي‬
‫فتوالك تريك‬
‫سنسورها‬
‫مقايسة ّ‬
‫محتويات بطري هاي‬
‫شمارش قوطي هاي كنسرو‬
‫شمارش كارتن ها‬
‫سنسورها‬
‫يان )‪(Flow‬‬
‫تشخيص جر ِ‬
‫وسايل حمل بطري ها )‪(Pallet‬‬
‫شمارش بطري ها‬
‫استفاده در كارواش‬
‫سنسورها‬
‫شمارش بسته ها‬
‫تشخيص تركيبات داخل كنسروهاي فلزي‬
‫تشخيص جهت و ّ‬
‫موقعيت پايه نخست ‪IC‬‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص بسته هاي با ارتفاع نامساوي‬
‫تعيين جهت ‪IC‬ها‬
‫كنترل ارتفاع كارتن هاي انباشته شده‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص تراكم بسته ها روي تسمه نقاله‬
‫شمارش بسته ها در هر جاي تسمه ّنقاله‬
‫شمارش پايه هاي ‪IC‬‬
‫سنسورها‬
‫خارج كردن كنسروهاي بدون برچسب از‬
‫مسيراصلي و هدايت به مسير ديگر‬
‫تشخيص وجود بسته جهت راه اندازي‬
‫تسمه ّنقالة ديگر‬
‫تشخيص وسايل منعكس كنندة نور‬
‫سنسورها‬
‫مقايسة ّ‬
‫محتويات امپول ها‬
‫مقايسة پيچ ها و درست جاي گرفتن انها‬
‫مقايسة كيك هاي داخل قوطي‬
‫سنسورها‬
‫تشخيص برچسب ها با پس زمينه ّ‬
‫شفاف‬
‫مانيتور كردن اشيائي كه از كاسة‬
‫ارتعاش خارج مي شوند‬
Téléchargement
Explore flashcards